صبح زود بودبا ذوق از خواب پا شد مثل همه ی روز های دیگهرفت حمومبا وسواس زیاد لباساشو انتخاب کردیه لباس گل منگلی قرمز پوشید که آستین نداشتو یه دامن کوتاه که تا رو زانوهاش میومدبا آرامش مشغول آرایش صورتش شدتوی آینه به خودش زل زد و یاد اون افتادمیدونست از آرایش غلیظ خوشش نمیا أنا حسینٌ ثار الله...
پادکست شماره یک بالاخره آماده شد! خیلی وقت بود میخواستم ویدیو بزارم اما امکاناتش جور نمی شد، نهایتا به صدا رضایت دادم دیگه! البته چون با نرم افزار وبرایش صدا حرفه ای نبودم نتیجه ی کار اون طوری که میخواستم نشد!با سختی فراوان این فایل آماده شده، جون عمه هاتون گوش کنید :)متاسفانه مرورگر شما، قابیلت أنا حسینٌ ثار الله...